
مجید درخشانی از نظر زمانی که به صورت حرفه ای وارد دنیای موسیقی شد، کمی با بدشانسی روبرو بود. اگر لطفی و علیزاده و طلایی به اندازه ای قبل از انقلاب برنامه اجرا کرده بودند که در بین مردم شناخت نسبی از آنها وجود داشته باشد تا وقتی برای مدتی کشور را ترک می کنند همچنان ارتباط مؤثر خود را با علاقمندان داخل کشور نیز حفظ کنند، مجید درخشانی درست در ابتدای انقلاب و با کانون چاوش پا به عرصه ی موسیقی حرفه ای گذاشت و بعد خیلی زود در آلمان اقامت گزید. در این چند سال اخیر که ایشان به ایران برگشته اند ابتدا با ایجاد گروه خورشید و سپس با همکاری با گروه آوا و شهناز به چهره ای نام آشنا حتی برای کسانی که زیاد پی گیر موسیقی ایرانی نیستند تبدیل شده اند(برای شنوندگان پی گیر موسیقی ایرانی، ایشان همواره نامی آشنا بودند). کسانی نیز که قبل از سالهای اخیر مجید درخشانی را می شناسند، اغلب شناختشان از طریق "درخیال" است. اما آیا مجید درخشانی هنرمندی تازه ظهور کرده است و مستحق این است که فقط با "در خیال" شناخته شود؟
به نظر نگارنده پاسخ منفی است. در همان زمانی که ایشان خارج از کشور بودند آثار زیبایی منتشر کردند که "درخیال" فقط یکی از آنهاست. اما چند عامل در ناشناخته ماندن آثار ایشان برای عموم مؤثر بوده است:
آثاری که در خارج از کشور ضبط و منتشر شدند، اغلب با صدای بانوان (سیما بینا، مهسا وحدت، زهره جویا) بوده است که نمی توانست رسماً در ایران منتشر و معرفی شود. ضمن اینکه درخشانی از نظر دسترسی به نوازنده با مشکل مواجه بوده است. آثاری نیز که در ایران منتشر کرده، شاید به این دلیل که از همان چند خواننده ی مطرح استفاده نکرده است، چندان مطرح نباشند. اما آثار اخیر از نظر نوازندگان واقعاً در سطح قابل قبولی هستند. شاید شبیه ترین کار درخشانی به شاهکار "درخیال"، " شهر آشنایی" باشد. این اثر با صدای سراج منتشر شده است و از نظر صدا دهی گروه، دستگاه (سه گاه)، تکنوازان (سه تار، نی) که اتفاقاً بهداد بابایی تکنواز سه تار است نزدیکترین اثر درخشانی به "درخیال" است. یا یکی دیگر از آثار ایشان به نام "بیکران" که توسط گروه شیدا(به سرپرستی پشنگ کامکار) و با صدای مهدی فلاح منتشر شده است.
درخشانی در آلمان بجز ضبط و انتشار آثار، از هر تلاش دیگری برای شناسایی موسیقی ایرانی دریغ نمی کرد؛ همکاری برای اجرای کنسرت هنرمندان داخلی در اروپا، برگزاری نشست های موسیقی و آموزش موسیقی از جمله این فعالیتهاست.
ایشان با وجود اینکه به محمد رضا لطفی علاقه ی ویژه ای دارد و حتی بازگشتشان به ایران نیز تقریباً با هم اتفاق افتاد، اما با قشر وسیعی از هنرمندانی که گاهی در خفا و حتی گاهی علنی مقابل هم و حتی مقابل لطفی موضعگیری می کنند، کار کرده است و همچنان نیز کار می کند که این خصیصه ی بسیار ارزنده ای است.
مجید درخشانی پس از بازگشت به ایران، در تلاشی خستگی ناپذیر، چند گروه تشکیل می دهد، در همه جا (از شهرستانها گرفته تا خارج از کشور) برنامه اجرا می کند، سالی یک یا دو اثر منتشر می کند و با گروه موسیقی چند دانشگاه ( از جمله دانشگاههای امیر کبیر و شیراز) همکاری می کند. اگر چه این بازگشت و تلاش بیش از حد ایشان شبیه به محمد رضا لطفی است، اما تفاوتهایی هم هست. درخشانی بیشتر کار می کند تا گفتگو و اگر گفتگویی هم کند حرفی نمی زند که باعث سر وصدا و اعتراض سایر موسیقی دانان شود.
درخشانی دغدغه های فراوانی دارد.این همه شتاب از روی نیاز موسیقی ایران به اوست یا اینکه او می خواهد به این صورت غیبت طولانی مدت خود را در بطن جامعه جبران کند؟ هر چه هست، به نظر می رسد او وقت کافی برای تمرکز روی یک گروه نمی گذارد. یعنی بدون اینکه گروهی را منحل کند، اقدام به ایجاد گروههای جدید می کند "خورشید"، "ماه"،"آوا"، "شهناز" و چند گروه دانشجویی از این جمله اند. او همزمان با چند خواننده کار می کند. در این سه سال با شجریان، قربانی، معتمدی، محمد ملاآقایی، اشکان کمانگری، غلامرضا رضایی، علی خدایی، پوریا اخواص و احتمالاً صدیق تعریف کار کرده است.
در فضای موسیقی امروز ایران، مجید درخشانی یک ستاره نیست آنچنان که علیزاده و مشکاتیان و لطفی و سایرین بوده اند و البته خود درخشانی هم همیشه خود را شاگرد این بزرگان می داند. شاید بیان شود تأثیر درخشانی و این همه تلاشی که او می کند، به اندازه ی فقط یکی از آثار فلان هنرمند نباشد. اما درخشانی مانند بازیکنی می ماند که ضعف تکنیکی خود را با دویدن بی وقفه در میدان ورزشی جبران می کند. در روزگاری که قریب به اتفاق بازیکنان تکنیکی مان یا گوشه نشینی برگزیده اند یا چشمه ی خلاقیتشان خشکیده، وجود افراد پر تلاشی مانند درخشانی غنیمت است. هرچند "غوغای عشقبازانش" توجه عاشق و معشوقی را جلب نکند و ما در هوس "درخیال" او همچو خیال گشته باشیم. هرچند نسیم پاسخ" گون" را ندهد و "خموشانه" اش خاموش گشته باشد. به هر حال در تلاش نتیجه ای هست که از نشستن بیهوده حاصل نمی شود. برای او آرزوی سلامتی می کنیم.
--------------------------------------
خروش- گروه نوازی و آواز
آهنگ: مجید درخشانی
اجرا: گروه موسیقی دانشگاه امیرکبیر
با صدای اشکان کمانگری
از اینجا یا از اینجا دریافت کنید
------------------------------------------------
قطعه ای از استاد کسایی
اجرا: گروه موسیقی دانشگاه شیراز به سرپرستی مجید درخشانی
از اینجا یا از اینجا دریافت کنید