
زندگی در بستر آرام خویش
گاه شاد و گاه غمگین می رود
بار او بر شانه های سخت جان
گاه راحت، گاه سنگین می رود
***
قایقی آرام بر دامانِ رود
سوی دره یا که دریا می رود
بادبانش را سپرده دست باد
گاه اینجا، گاه آنجا می رود
***
گه ز تَنگِ دره تا دریا رود
گه ز اوج قله بر خاک اوفتد
گه چو شاهین، مرغ آزادی به چنگ
گه به دام بازِ چالاک اوفتد (*)
***
چیست چاره جز به وقت سرخوشی
قدردان باشیم و مهر آیین کنیم
بگذرد گر چرخِ کین بر راهِ مهر
چوب لای چرخهای کین کنیم
ایاز رزمجویی
پنجشنبه، نوزدهم فرودین هشتاد و نه
--------------------------------------------------------------
(*) این بیت در بعضی نسخ
بدین صورت آمده است:
گه شرابی بود و انگل دفع کرد
گه چو انگل بر رگ تاک اوفتد