اول مهر ماه، سالروز تولد محمد رضا شجريان است. کسي که از حدود چهل سالي که در آواز ايران مطرح بوده است، حداقل بيست و پنج سال در قله آواز ايران ايستاده است و چنان که از شواهد برمي آيد، تا چندين سال آينده نيز اين عنوان را حفظ مي کند. هر چند که تعداد زيادي از اهالي موسيقي بر اين اعتقادند که شجريان در آواز ايران يک اتفاق بود و ديگر کسي به درجه شجريان نمي رسد، همچنان که حافظ اوج غزل بود. اما از آنجا که آينده دور دست قابل پيش بيني نيست، حداقل مي توان اين سخن را براي آينده قابل تصور صحيح دانست. در اين بيست و چند سال، تقريبا تمام کساني که قدم در راه آواز نهاده اند، نهايت هدف و آرزويشان اين بوده است که به حد و اندازه شجريان برسند. به همين دليل است که به قول حسين عمومي و صديق تعريف، همه دارند مانند شجريان مي خوانند و آواز خود را با يارا، شروع مي کنند، چرا که شجريان با يارا شروع مي کند!. اما آيا فقط شيوه تحريرها يا نوع صداي شجريان بوده است که براي وي چنين اعتباري به ارمغان آورده است؟ مسلما جواب منفي است: بس نکته غير حسن ببايد که تا کسي، مقبول طبع مردم صاحب نظر شود. در مباحث جامعه شناسي به فرد يا افرادي که نهايت آمال يک شخص مي شود و آن شخص بسيار دوست دارد که به درجه آن افراد برسد، اصطلاحا، ديگران مهم مي گويند. با اين تعريف، بدون شک شجريان براي هنر جويان آواز، ديگران مهم است. همچنين آمده است که وجود ديگران مهم، هم مي تواند موثر و مثبت باشد و هم منفي و مخرب. جنبه مثبت ديگران مهم، از آن جهت است که وقتي شخص، خود را با ديگران مهم، مقايسه مي کند، با تصور يک رقيب سرسخت و با بررسي و مطالعه راههايي که باعث تعالي آن شده است، زمينه را براي شکوفايي و تلاش خود مهيا مي کند و به شخص انرژي و انگيزه مي دهد. جنبه مخرب ديگران مهم، اين است که اگر شخص بيش از اندازه خيال پردازي کند و واقع گرا نباشد، همه وجود خود را فراموش مي کند و همواره خود را همان ديگران مهم، مي پندارد و بدين ترتيب دچار از خود بيگانگي مي شود. اولين نمود تاثير ديگران مهم، در اشخاص، شکل ظاهر قضيه است که مثلا شخص نوع رفتار و سخن گفتن و لباس پوشيدن خود را مانند ديگران مهم، مي کند. با اين مقدمه طولاني به اصل مطلب مي پردازيم و آن مجموعه عواملي است (غير از صداي خوب) که به زعم نگارنده باعث شده است تا شجريان در چنين جايگاهي قرار بگيرد.
يك. شجريان از آلودگيها دوري جسته است. دو. شجريان از ارائه آن نوع موسيقي که به موسيقي مجلسي يا محفلي معروف است، پرهيز کرده است. همچنين در تمام عمر هنري خود سابقه ارايه موسيقي هاي بازاري يا خوانندگي در فيلم فارسي! را نداشته است.
حتما تا همين جا خوانندگاني به ذهن متبادر شده اند که حتي شجريان از جنس صداي آنها تعريف کرده است، ولي متاسفانه بنا به دلايل بالا در ميان فرهيختگان جايگاهي ندارند. يا خواننده اي که در اوايل انقلاب با آثاري زيبا کار خود را شروع کرد، اما متاسفانه در دام موسيقي بازاري افتاد و اعتبار خود را به کلي از بين برد. سه. اگر چه شجريان هميشه اعلام مي کند که يک فرد سياسي نيست (البته سياست به معني خاص آن) اما مرور موضع گيريهاي او مشخص مي کند که او هميشه از جريانات اجتماعي تاثير پذيرفته است. نامه تاريخي او به لاريجاني، عدم شرکت در جشنواره هاي فرمايشي، مخالفت با برگزاري مراسم بزرگداشتش و... همه از بينش سياسي او ناشي مي شود، سياستي که حاضر نمي شود ابزار ترقي ديگران يا بازيچه دست ديگران يا وسيله اي براي سرپوش گذاشتن به برخي مسايل شود. بسيار شنيده شده است که شجريان به جنبه هاي مالي بيش از حد اهميت مي دهد. اما واقيت اين است که او براي هنرش چنان ارزش قايل است که حاضر نمي شود به هر قيمتي و در هر مکاني حضور يابد. چهار. شجريان به چند هنر آراسته است و همين موضوع باعث ديد وسيعتر او مي شود. پنج. موضع شجريان در قبال کليه مسايل موسيقي مشخص و تقريبا ثابت است. مثلا بسيار ديده شده است که موسيقيداني از نوگرايي به شدت انتقاد مي کند، اما همين فرد يک ماه بعد خود از نوگرايي حمايت مي کند و سه ماه بعد در کنسرتي نوازنگان پاپ را همراهي مي کند. يا افرادي که بسيار مدعي هستند اما در مقابل درخواست تهيه کنندگان يا ناشران تسليم مي شوند، طوري که حاضرند هر دو، سه ماه يک اثر منتشر کنند، و هر نوع تصنيفي بخوانند. اما شجريان هيچ وقت آثار خود بر طبق سليقه عامه مردم ارايه نکرد. به ديگر سخن، او هميشه سعي کرده است سليقه شنوندگان را بالا ببرد و تعالي بخشد نه اينکه با تمجيد و تشويق عده اي به موسيقي عامه پسند روي آورد. به همين دليل است که بيشترين مخاطبان شجريان افراد فرهيخته و تحصيلکرده هستند.
نکته پاياني که به ذکر آن مي پردازم اين است كه با مرور عوامل بالا احتمالا دوباره بحث فرسايشي جدا بودن هنر از هنرمند پيش مي آيد. يعني عده اي از دوستان خواهند گفت که بايد هنر يک هنرمند را جدا از خود هنرمند مورد بررسي قرار داد. خود شجريان در جواب سوالي که از او مي پرسند آواز يا آوازخوان؟ جواب مي دهد: آواز خوان. به همين دليل است که شجريان هر فردي را به شاگردي قبول نمي کند، حتي اگر صداي خيلي خوبي هم داشته باشد. زيرا شخصيت شاگردان براي او بسيار مهم است. اميدوارم خوانندگان جوان با سرمشق قرار دادن نحوه تعامل شجريان با مردم و موسيقي، در آينده بتوانند هنر آواز ايراني را حفظ کنند و تعالي بخشند.
*( این مطلب در سال ۱۳۸۳ در فصلنامه ی وزین کرمان منتشر شد)